توجه پنجشنبه سی ام بهمن 1393 11:52 PM

قابل توجه برخی دوستان محترم و عزیزم که در روزهای اخیر با پیامهای خود خواستار روشن شدن موضوع در خصوص انتشار برخی مطالبم در سایتهای مسدود شده هستند می رساند:
هرگونه نوشته ای که در سایتهای مختلف غیررسمی و همچنین فیلتردار که مسدود شده اند از بنده منتشر می شود بدون اطلاع و اجازه بنده است و انتشار مطالب حقیر مبنی برتأیید آن سایتها و یا ارسال مطالب از سوی اینجانب نیست و تقاضایی که از مسئولان آن سایتها دارم که حداقل اخلاق حرفه ای خبرنگاری و رسانه ای را رعایت کرده و منبع مطالبشان را در ذیل هر پست درج کنند تا از سوء تفاهمات به وجود آمده جلوگیری شود.

با تشکر-احمد اسدی

نوشته شده توسط احمد اسدی---Əhməd Əsədi  | لینک ثابت |

بهرام اسدی بعد از آیت الله قریشی دومین نویسنده کتاب در آذربایجان غربی به لحاظ تعداد تالیفات است.

 تیتر اول - به اذعان بسیاری از بزرگان علمی و فرهنگی در شهری مثل ارومیه کار کردن و موفق شدن در زمینه چاپ و نشر یا حتی نویسندگی کاری سخت و طاقت فرساست اما در همین شهر افرادی هستند که محدودیت های پیرامونشان را کوچک شمرده و با تلاش بی امان بر آن چیره شده و توانسته اند در عرصه ای که کمتر کسی انتظارش را داشت رشد کرده و به مدارج قابل توجه ارتقاء یابند.

بهرام اسدی از جنس مردمانی است که این چنین کرده و در گفتگوی تفصیلی پیش رو از وی سوالاتی شده که پاسخ آنها مخاطبان را با وجوه شخصیتی وی بیشتر آشنا می کند.

تیتر اول: آقاي اسدی بفرماييد متولد چه سالي هستيد و اصالتا اهل كجاييد؟

متولد اورمیه در سال 1343 هستم. والدینم حدود سال 1340 از شهرستان میاندوآب به اورمیه مهاجرت کرده و ساکن شده ­اند. اجدادم نیز از نقاط دیگر به میاندوآب آمده شده ­اند.

تیتر اول: چند فرزند داريد؟

سه فرزند، یک پسر و  دو دختر.

تیتر اول: از فرزندانتان بگویید؟

پسرم احمد ، فارغ التحصیل رشته منابع طبیعی و در حال حاضر نویسنده و خبرنگار است. دختر بزرگم مهندس عمران است. دختر کوچکم دانشجوی تربیت بدنی است و قبل از آن نیز فعالیت های ورزشی داشته است.

تیتر اول: در چه رشته اي تحصيل کرده اید؟

دیپلم تجربی دارم. ابتدا در تربیت معلم، فوق دیپلم علوم تجربی گرفته و به عنوان دبیر مشغول تدریس شده ام و بعدها با شرکت مجدد در کنکور، کارشناسی ادبیات فارسی را از دانشگاه پیام نور اورمیه اخد کرده ام.

تیتر اول: شغلتان معلمی است؟

بله. من الان 31 سال است که دبیر آموزش و پرورش هستم و سال تحصیلی جاری آخرین سال تدریس اینجانب است.

تیتر اول: در کجاها تدریس داشته اید؟

من ابتدای استخدام به مدت 6 سال در شهرستان مهاباد، و روستاهای اطرافش، بعدها به مدت 4 سال در روستاهای اورمیه و منطقه سیلوانا و  مابقی خدمت خویش را در مدارس مختلف راهنمایی مانند معراج، شهید باکری، آهنگری و حبیب زاده ناحیه 2 اورمیه گذرانده ام.

تیتر اول: معلمی چگونه است و چه سختی هایی دارد و معلمان با چه مشکلاتی روبرو هستند؟

اگر به دیده ی درآمد نگریسته شود شغل ضعیفی است. ولی با نگرش عاشقانه، شغل بانشاطی است. مخاطب معلم، فرزندان معصومی هستند که هنوز تجربه ی زندگی و دغدغه های آن را ندارند. بزرگترین خلاف آنها شاید نگاه کردن به ورقه ی کنار دستیشان باشد. انسانهای ساده ای که پای سخنانت می نشینند و معلم خود را علامه دهر می دانند. مشکلات معلمان جایی برای گفتن ندارد. همه، ازجمله دولتیان با آن آشنا هستند ولی در مدت 31 سال خدمت دولتی، من اقدام جدی برای رفع آنها ندیده ام.

تیتر اول: از زندگی هنری تان بگویید؟

من از دوران دبیرستان به شعر و شاعری علاقمند بوده و سرودن شعر را نیز از همان دوران آغاز کردم. در بسیاری از کنگره ها و جشنواره های شعر استانی و کشوری و بین المللی شرکت کرده و توانسته ام آثاری از خودم را نیز به چاپ برسانم. در مدتی که صداوسیما مدیریت سالمی داشت در برنامه های مختلف صدا وسیما حضور پیدا کرده و همکاری داشته ام.

تیتر اول: چه تعداد از آثارتان به زیور چاپ آراسته شده است؟

تاکنون 40 عنوان از آثار اینجانب که 10 عنوان از آن مربوط به اشعار خودم، 4 عنوان ادبیات کودک و نوجوان، 4 کتاب مجموعه مقالات و مابقی کارهای تحقیقی ، پژوهشی و ترجمه است که چاپ و منتشر شده و تعدادی از تألیفات اینجانب نیز برای چاپ در سالهای آینده حاضر می شود.

تیتر اول: شما باید برحسب علاقه ای که داشتید مجوز مؤسسه انتشاراتی گرفته و مشغول این کار شده اید؟

بله از سال 1382 که انتشارات یاز به مدیرمسئولی بنده شروع به فعالیت کرده، یکی از فاکتورهای شروع و همچنین ادامه دادن کار انتشاراتی علیرغم تمامی مشکلات موجود در زمینه چاپ و انتشار کتاب در استان برحسب علاقه ای بود که از دوران نوجوانی شکل گرفته و هم اکنون نیز ادامه دارد.

تیتر اول: کار انتشاراتی چگونه است؟

همانطور که عرض کردم کار انتشاراتی در آذربایجان غربی نباید به منزله فعالیت اقتصادی مدنظر قرار گیرد، گرچه بدون در نظر گرفتن پول نمی توان به فعالیت خود ادامه داد اما در همه این سالها عشق و علاقه به فرهنگ، ادبیات و کتاب بوده که مرا در سرپا نگه داشتن مؤسسه انتشاراتی یاز به اشتیاق آورده است. در غیر اینصورت کار به گونه دیگری پیش میرفت چنانچه تعدادی از مؤسسات انتشاراتی که در استان و خارج از استان فعالیت داشتند اما با سخت شدن شرایط انتشار و چاپ کتاب و عدم صرفه اقتصادی امور کتاب این کار را رها کرده و دنبال کارهای دیگر رفتند.

تیتر اول: تاکنون چند عنوان کتاب توانسته اید در انتشارات یاز آماده و روانه بازار کتاب کنید؟

تاکنون 210 نشر کتاب در انتشارات یاز داشته ایم که به نظرم  اگر پرکارترین از لحاظ تعداد انتشار کتاب نیز نباشیم در بازه زمانی مشخص به نظر می رسد برترین ناشر استان از این حیث هستیم.

تیتر اول: آیا در خانه تان نیز کتاب جایگاهی دارد؟

من از دوران نوجوانی درخانه پدری و بعد از آن نیز در خانه خودم کتابخانه داشته ام و وجود کتابخانه جزو لاینفک خانه و زندگی من بوده است و خود و خانواده ام همواره با کتاب مأنوس بوده و دنبال کتابهای فاخر بوده ایم و مطالعه آنها را همواره در برنامه خود گنجانده ایم.

تیتر اول: کتابخانه شخصی تان چند جلد کتاب دارد؟

در چند مرحله کتابخانه شخصی ام را به فروش رسانده و از نو تهیه کرده ام. در حال حاضر شاید 1200 جلد یا بیشتر در کتابخانه ام کتاب داشته باشم.

تیتر اول: محبوبترین اثر خودتان و همچنین مورد استقبالترین آنان کدام است؟

محبوبترین کتاب را باید کارشناسان و کتابخوانان تشخیص دهند. مورد استقبالترین کتابم، کتاب یاغدی یاغیشلار در ادبیات کودک و نوجوان است که به چاپ پنجم رفته و در بسیاری از شهرهای آذربایجان و همچنین تهران به فروش رسیده است.

تیتر اول: برنامه های فرهنگی و هنری آذربایجان غربی را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا نهادهای متولی فرهنگ و هنر به مطالبات عموم مردم و جامعه توانسته اند پاسخی مناسب دهند؟

 فرهنگ و هنر مظلومترین بخش در کشور ما و به ویژه در آذربایجان غربی است که توجه خاصی به آن نمی شود و اگر هم بشود محدود به چند برنامه و مراسم غیرتأثیرگذار است. از این جهت نهادهایی مانند ارشاد اسلامی و حوزه هنری می توانند با تعاملی نزدیک با اصحاب هنر از این هم که هست فعالیت و موفقیت بیشتری به دست آورند. در زمینه صداوسیما نیز می توان گفت که این سازمان در 10 سال اخیر نتوانسته حتی بخش کوچکی از مطالبات مردمی را در نظر گرفته و اجرا کند.

بنده به شخصه برنامه های سیمای مرکز آذربایجان شرقی را در اوقات فراغت خود مشاهده می کنم و شاهد آن هستم که تعداد زیادی از کسانی که مخاطب آن رسانه هستند از اورمیه، خوی، سلماس و ... هستند و این نشان دهنده عدم موفقیت صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی در جذب مخاطبان محلی است. در این زمینه صداوسیمای مرکز استان می تواند با تعامل و همکاری تنگاتنگ با اصحاب فرهنگ و هنر و تشکیل جلسات مشورتی برای مطرح شدن مشکلات و خواسته های آنان گامی مهم در این خصوص بردارد.

نکته ای که قابل ذکر است این است که فرهنگ و هنر و فولکلور بومی به عنوان جزئی از زندگی روزانه مردم ماست و با زندگی آنها عجین شده است و اهمیت دادن به آن رضایت عمومی و هرگونه نگاه تنگ نظرانه و بعضاً حراستی می تواند تبعات جبران ناپذیری به بار آورد که جبران مافات هزینه های زیادو نارضایتی عمومی را در پی دارد.

متولیان فرهنگ و هنر، باید از اصحاب فرهنگ و هنر برنامه و خط مشی بیاموزند نه اینکه متأسفانه خود با ذهنیت غیرفرهنگی خود برنامه هایی را ساخته و پرداخته و به هنرمند موضوع انشا داده و آنها را وارد بازیهای احیاناً سیاسی خود نمایند.

تیتر اول: یکی از شعارهای انتخاباتی دکتر روحانی ایجاد فرهنگستان زبان آذری بود و این موضوع در ماههای اخیر از طرف برخی مسئولان آذربایجان شرقی نیز تکرار شد، در این مورد چه می اندیشید؟ و چه تأثیری می تواند داشته باشد؟ در سطح کشور عامل اتحاد است یا .... ؟

فرهنگستان زبان ترکی جزو نیازهای روز اهالی آذربایجان و مخصوصاً اصحاب فرهنگ و هنر است. البته (بشرطها و شروطها) اگر قرار باشد افرادی همانند افرادی که در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تبریز متولی بررسی کتابها هستند متولی فرهنگستان زبان ترکی شوند بهتر است اصلاً این اقدام صورت نگیرد چون نبودن چنان فرهنگستانی از بودنش سزاوارتر است(اولماماغی اولماغیندان یاخشیدیر) کسانی که با تنگ نظری تمام کتابی را به خاطر کلمه مقدس تانری برگشت داده و مجوز نشر برای آن صادر نمی کنند و کسانی که کتابهایی را به خاطر وجود کلمات محلی هر منطقه به غیر از تبریز رد مجوز می نمایند اگر متولی فرهنگستان زبان ترکی شوند صدمات و لطمات فراوانی به زبان و ادبیات موجود وارد خواهند ساخت. فرهنگستان جزو نیازهاست به شرطی که افراد عالم و اشخاص آگاه و علمی در آن فعالیت کنند.

تیتر اول: شما تا بحال ريشتان را از ته تراشیده اید؟

نخير.

تیتر اول: دلیل؟

از سنین نوجوانی فردی مذهبی بوده ام و اطرافیانم گاهی مرا شیخ نیز خطاب کرده اند از اینها که بگذریم همه مرا با این قیافه دیده و شناخته اند. البته اینها به این معنی نیست که مذهبی بودن برابر با ریشدار بودن است. نه، من به این نیز معتقد نیستم.

تیتر اول: صميمي ترين دوست شما چه كسي است؟ شاعر و غیرشاعر؟

در سنین نوجوانی و ابتدای جوانی دوستان بسیار صمیمی و نزدیک داشته ام. در حال حاضر نیز دوستان فراوانی دارم ولی صمیمی ترین به آن معنا نه، صمیمی­ترینهایم در حال حاضر خانواده ام هستند.

تیتر اول: در تمام 31 سالی که در مدارس مختلف آذربایجان غربی تدریس داشته اید، وضعیت را چگونه ارزیابی می کنید و پیشنهاد شما برای پیشبرد برنامه های آموزشی چیست؟

نظام آموزش و پرورش ما اشکالات و ایرادات بنیادین دارد و اساسیترین ایراد آن تک زبانه بودن و میدان ندادن به زبانهای غیرفارس است. از اینها که بگذریم مسائل معیشتی معلمان همچنان به عنوان مسأله ای لاینحل میان مسئولین کشوری رد و بدل می شود و البته در فصول انتخابات به عنوان سوژه ای پرطرفدار توسط کاندیدها مطرح شده و پس از آن به بوته فراموشی سپرده می شود.

تیتر اول: ورود به فضای شعر و شاعری چه تاثيري در زندگي شخصي شما داشته است ؟

این دو جدای از هم نیستند. تجربه های شخصی من در آثارم نمود پیدا کرده اند و هر آنچه در آثارم آمده به عنوان برنامه زندگی من در کارهای روزمره ام مطرح و اجرا شده اند. یعنی به نوشته های خود عمل کرده ام و اعمال خود را در نوشته هایم نشان داده ام.

تیتر اول: ارتباطتان با خانمتان چطور است و در منزل چه صدايتان مي كند؟

ارتباطی صمیمی است. همسرم مرا به اسم کوچک و بدون هیچ پیشوند و پسوند صدا می کند.

تیتر اول: ارتباطتان با بچه هايتان چطور است؟

همواره سعی کرده ام از تجربه های خودم جهت پیشرفت فرزندانم استفاده کنم و تلاشم ایجاد رابطه ای صمیمی و دوستانه با آنان بوده است. تلاش می کنم نه به عنوان والدین بلکه به عنوان یک دوست کنارشان باشم.

تیتر اول: با توجه به گسترش حضور شبكه هاي ارتباطي مجازي در جامعه، آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

هر برش زمانی، ابزارهای خود را دارد. در زمان حاضر نیز وجود این شبکه ها، جزو ابزارهای ارتباطی نوین هستند و نمی توان آنها را نادیده گرفت یا رد کرد. استفاده صحیح و بجا، بسیار بجا خواهد بود.

تیتر اول: در كدام منطقه اروميه ساكن هستيد؟

در مناطق مختلفی از شهر ساکن شده ام در حال حاضر دفتر انتشاراتی ام در خیابان مدنی و منزلم در خیابان البرز است.

تیتر اول: ارتباطتان با اينترنت چطور است و كدام سايت هاي خبري استان را پيگيري مي كنيد؟

چندین سال است که وبلاگ شخصی و همچنین وبلاگ انتشاراتی دارم. سر فرصت نیز به سایتها و وبلاگهای مورد علاقه سر می زنم. بیشتر پیگیر خبرها و رویدادهای فرهنگی، هنری و ادبی هستم. امروزه تعدادی از کارهای انتشاراتی نیز صرفاً با اینترنت انجام می شوند.

تیتر اول: اهل مطالعه روزنامه ها هستيد؟

در سالهای 55 الی 58 روزنامه های هر روز را مطالعه می کردم ولی بعد از آن و در حال حاضر، صفحات ادبی و فرهنگی آنها را نگاه می کنم و در سالهای گذشته نیز مسئولیت صفحات ادبی تعدادی از نشریات را داشته ام.

تیتر اول: با گوشي به اينترنت متصل هستيد یا اينتر نت خانگي؟

اینترنت خانگی

تیتر اول: عضو وايبر هستيد؟

نه

تیتر اول: اهل سينما رفتن هستيد؟

بودم

تیتر اول: آخرين باري كه سينما رفتيد كي بود؟

به دعوت حوزه هنری بود

تیتر اول: اهل ورزش كردن هستيد؟

بله

تیتر اول: به چه ورزشي علاقه داريد؟

در جوانی ورزش رزمی انجام می دادم. الان نیز پیاده روی می کنم و هر وقت فرصتی پیش بیاید سری به کوه و کوهنوردی می زنم.

تیتر اول: اولین کتابی که خواندید به غیر از درسی چه بود؟

کتابی از شاعر معاصر، میرزا حسین کریمی بود که پدرم برایم خریده بود. هنوز کلاس دوم ابتدایی بودم.

تیتر اول: کتابهای موردپسند شما چیست؟

هر کتابی که بتوانم از آن مطلبی بیاموزم چه ادبی، چه علمی، داستانی یا تخیلی ... می پسندم.

تیتر اول: شعر کدام شاعران بیشتر می پسندید؟

شعر هر شاعری مزه و طعم خود را دارد. بیشتر، شعر بزرگان را می خوانم. فضولی، نسیمی، سعدی، مولوی، صابر ...

تیتر اول: تا کنون به چه زبانهایی شعر سروده اید؟

زبان اصلی اشعار من ترکی آذربایجانی است ولی گاهی نیز جهت تفنن اشعاری به فارسی، عربی، کردی و استانبولی داشته ام.

تیتر اول: حجم اشعار شما چند بیت می شود؟

آمار نگرفته ام ولی حجم آنها 10 دفتر دست نویس است.

تیتر اول: چه پیشنهادی برای توسعه فرهنگی شهر ارومیه دارید؟

افراد فرهنگی، فرهنگ دوست و اهل فرهنگ و ادب در رأس امور فرهنگی باشند بقیه مسائل مسیر خود را می یابند.

منبع تیتر اول

 


برچسب‌ها: بهرام اسدی, شعر, شاعر, اورمیه, معلم
نوشته شده توسط احمد اسدی---Əhməd Əsədi  | لینک ثابت |

یکی از آرزو های من اجرای کنسرت در تبریز است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هم نوا، صدای دل‌نشین، شعری زیبا و نوای آشنا توجه من را به صفحه تلویزیون جلب کرد، موسیقی آذربایجانی، خواننده جوان، دکور حرفه‌ای و شبکه دوم سیما، همه این‌ها عواملی بود که من و خیلی از مردم تبریز و آذربایجان را در جلوی تلویزیون میخکوب کرد .”علی پرمهر”خواننده جوانی است که صدایش را اولین بار از شبکه دو سیما شنیدم و طی تماس با دوستان و پیگیری‌های متعدد شماره همراه این خواننده جوان آذری را یافته و با ایشان تماس می‌گیرم.

سلام می‌دهم، و از ایشان معنای نام فامیلی وی یعنی “پور مهر” را جویا می‌شوم! با صدای دل‌نشین توضیح  می‌دهد که فامیلی‌اش از نام روستایشان گرفته شده. نام روستای علی ،”پلمه یئر” بود که متاسفانه در زمان حکومت طاغوت به پرمهر تغییر داده شد. پلمه یئر در زبان ترکی یعنی جای که دائما مه آلود هست. «پلمه یئر» مغان زادگاه خوانده جوان ماست. علی از تعزیه خوانی خود می گوید، او موسیقی را با تعزیه شروع کرده، بعدها به رشت و در نهایت به تهران مه آلود قدم گذاشته اما در این مسیر هدف خود را گم نکرده است.

ali

 علی پرمهر، موسیقی را از ۱۴ سالگی با شاگردی نزد استادانی همچون فریدون پور رضا و نوربخش (از شاگردان ارشد استاد شجریان) شروع کرده، جالب‌تر از همه این هست که علی پرمهر نزد اساتیدی تعلیم دیده هست که ترکی خوان و یا آذربایجانی نیستند.
علی از دل خود می گوید، از دلی که به او ترکی آذربایجانی خواندن را پیشنهاد می داد. فرزند دیار آذربایجان خود را اول ترانه سرا و شاعر سپس آهنگساز و در نهایت خواننده می داند، علی شاید ذوق هنری خود را از طبیعت بکر مغان گرفته است.

این خواننده جوان آذری به ترانه هایی که تا به حال به زبان فارسی سروده است، اشاره کرد و گفت: ترانه های زیادی به زبان فارسی سروده ام که آنها را دراختیار خوانندگان مطرحی همچون چاووشی، فرزاد فرزین، استاد ایرج و.. قرار داده ام.

وی همچنین افزود: همه شعر های ترانه هایم را خود سروده ام و کار خود را با صداو سیما و با ترانه سرایی برای تیتراژ شب شیشه ای شروع کرده ام و این آغازی بود برای اینکه با مردم ارتباط برقرار کنم.

پور مهر در پاسخ به پرسش خبرنگار هم نوا در خصوص اینکه چرا در تهران مسیر خوانندگی اش را تغییر نداده است، گفت: علی برای دلش ارزش زیادی قائل است، در این مسیر قرارداد میلیونی را با خسارت زیاد به جان خریدم تا همچنان فرزند شایسته مغان باشم. یکی از آرزوهای من این است تا در تبریز کنسرت داشته باشم و در مقابل مردم فهیم آذربایجان ترانه های خودم را اجرا کنم.

وی همچنین از علاقه خود به تیم تراکتورسازی گفت و افزود: من در برد پرگل تراکتورسازان در مقابل پرسپولیس در استادیوم یادگار امام(ره) تبریز حضور داشتم و در این برد با طرفداران تراکتورسازی شریک بودم. در همین جا نیز قول می دهم به زودی ترانه ای را در وصف تیم تراکتورسازی ساخته و اجرا کنم. من خودم را هوادار دو آتیشه تراکتور می دانم و تا به حال در همه بازی های تراکتور سازی در تهران در استادیوم حضور داشته ام.

گفتنی است آلبوم “یاغیش آلتیندا” از علی پرمهر بهمن ماه امسال به صورت رسمی به بازار عرضه خواهد شد.

همچنین  ترانه های «ائوده چؤله چیخما» و «یاغیش آلتیندا» از آثار علی پرمهر هست که تا به حال در شبکه های دو و نسیم توسط  وی اجرا شده است.

نوشته شده توسط احمد اسدی---Əhməd Əsədi  | لینک ثابت |

حیدربابا منظومه­ سینده آشیقلیغین ایزلری

 احمد اسدی- اورمیه

شبهه ­سیز ایران و آذربایجانین معاصر ادبی محیطینده حیدربابا اعجاز بیر اثردیر.بواثر قیسا بیر زماندا بؤیوک بیر جغرافیانی فتح ائدیب، چوخ سایلی دیللره ترجمه اولاراق، حیدربابادان نئچه مین کیلومترلر اوزاقدا اولان ملتلر ده اونو تانیدیلار.

هر نه ­دن اؤنجه بیلمه ­لی­ ییک بو اثرین یارادیلماسینا هانسی عامللر سبب اولموشدو و اوستاد شهریاری بو اثرین یازماسینا ماراقلاندیران نه اولوب و هانسی منبعلردن قیدالانیب، الهامینی آلمیشدی؟

حیدربابا اثری شهریارین اوشاقلیق دورونده اؤیرندیگی، ائشیتدیگی و گؤردوگو ائل دبلری و گوجلو فولکلور ایله عادت-عنعنعه­ لریمیزین نتیج ه­سینده یاراندی. بو مسئله­نی حیدربابانین هر بیر بندینده گؤرمک هئچ ده چتین ایش دگیل.

فولکلورا گلینجه آشیقلیق و آشیق ادبیاتی اؤزونو گؤستره ­رک، گؤزه چارپیر. فولکلور و شفاهی ادبیاتیمیزین بیر بؤلومو و ان اؤنملی قولو اولان آشیقلیغیمیز هئچ بیر زمان ائلیمیزدن آیری اولماییب و ملتیمیزین دئمک اولار ایلیگینه و سوموگونه کئچیبدیر.

بو صنعت کند محیطلرینده داها دا ائتگیلی و مقدس­دیر و کند انسانی آشیغی بیر ائل آغ ساققالی کیمی اوره­کدن قبول ائدیب و تانی­ییبدیر.

شهریار اوشاقلیق ایللرینی کند محیطینده یاشادیغینا گؤره بو قایدادان مستثنی اولماییب و ائلین ایناندیقلاریندان قیراغا چیخماییبدیر.

آشیقلار ائل بیلیمی و فولکلوروموزو یوز ایللر بویوجا نسیللردن نسیللره داشی­ییبلار و حیدربابانین دا دئمک اولار یارانماسینین بیر عاملی آشیق صنعتی و شهریارین بو صنعته ماراغی اولموشدو.

اوستاد شهریار اؤز منظومه­ سینده بو مسئله نی بیلرک و دوشونرک، آشیق صنعتینی ده یاددان چیخارتماییب.

حیـدربابا میر اژدر سـسلننــده

کند ایچینه سسدن کویدن دوشنده

آشیق رستم سازیــن دیللندیرنــده

                        یادیندادی نه هولســک قاچاردیم

                        قوشلار تکین قاناد آچیب اوچاردیم

شهریار بو بندده اؤز ماحاللارینین و یا کندلرینین او دؤورکی آشیقلاریندان اولان آشیق رستمی خوش خاطره ­لرله آنارکن، سازین و آشیغین سسی ایله حدسیز شنلیگه چاتیر و اوندان فرح و سئوینج آلدیغینی قئید ائدیر. بوندان علاوه، شهریار هم ده یوردوموزدا یاشامیش و کئچمیش یوز ایلده اولان آشیقلارین بیرینی بیزه تانیتدیریر و شعرینده آدینی گتیره­رک اونو و اوندان اولان  اونودولماز خاطره­ لرینی ابدی ائدیر.

آشیق صنعتینین ان اؤنملی خصوصیتلریندن بیری، بو صنعتین یاشادیلماغینین سببی خالقیمیزین اولماسیدیر. بو صنعت ائل ایچینده یارانیب، ائل ایچینده ده حیاتینا دوام ائتدیریر. بونونلا برابر، آشیقلار دا بیر چوخلو شاعرلرین شعرلرینی نئچه یوز ایللر یادداشلاریندا ساخلاییب، بوگونکو نسیللره چاتدیرمیشلار و آشیقلار اوخویان شعرلر و سؤزلر همیشه ائل ایچینده یاییلیب و قالارگی اولوبلار. اوستاد شهریار آچیق و آیدین بو اؤزللیگی دویوب، حس ائتمیشدی و بونا گؤره ده سؤزلرینین قالارگی قالماغینی آشیقلارین سازلاریندا و دیللرینده اولماسیندا گؤرور و اؤز حسرتلرینی، گؤز یاشلارینی و هله دئیه بیلمه­ دیکلری سؤزلرینی آشیقلارین دیللریندن تمنا ائدیر:

حیدربابا کندین تویـون توتاندا

قیز گلینلر حنا پیلته ساتاندا

بگ گلینه دامنـان آلما آتاندا

                   منیم ده او قیزلاریندا گـؤزوم وار

                   آشیقلارین سازلاریندا سؤزوم وار

آشیق ادبیاتی و شعرینین ان اؤنملی اؤزللیگی، اوندا تکجه هجایی شعرلرینین یازیلماسی و اوخونماسیدیر. بیلدیگیمیز کیمی ده، حیدربابا شعریمیزین هجا وزنینده یازیلیب و اوستاد ((آشیقلارین سازلاریندا سؤزوم وار)) مصراعسینی دا ، بو سببه یازمیشدیر. اولا بیلر کی، حیدربابا هجایی شعر اولدوغوندان، آشیق هاوالاریندا اوخونا بیلر و اوخونور دا.

حیدربابا اثرینین دیلی آذربایجان تورکج ه­سی و تبریز کندلرینین شیوه ­سی و لهجه­سیدیر. شهریار بو اثری دوغما کندلرینین لهجه ­سینده یاراتدی. بو سببدن حیدربابا آشیقلار ایله بؤیوک بیر مشترک خصوصیته صاحب اولور. آشیقلاریمیز هر شهرده و کندده اولورلار، او کنده و شهره گؤره یارادیب، اوخویورلار. دیللری ده همان دوغما شهرین و کندین لهجه­سی اولور و هئچ بیر زمان آیری بیر دیل و یا لهجه ایله اوخوماییرلار. بو دا او منطقه ­نین سؤز صاحبی و یا آشیق ایله راحات ایلگی قورماغی اوچون اولوبدور. بوندان غیری اولسایدی و آشیقلار، آیری دیللرده اوخوسایدیلار، ائل ایچینده بوگونه قدر بو صنعتی یاشادانمازدیلار و خالقیمیز بیر غریبه صنعت و صنعتکار کیمی اونلارا یاناشاردیلار. شهریار حیدربابادا بو مسئله ­نی گؤزه چکرک دئییر:

حیــدربابا ننـه قیـــزیــن گؤزلری

رخشنده­نین شیرین-شیرین سؤزلری

تورکی دئدیـم اوخوســـونلار اؤزلری

                 بیلسینلر کی آدام گئــدر آد قالار

                یاخشی پیسدن آغیزدا بیر داد قالار

یوخاری داکی بنددن بو نتیجه ­یه چاتماق اولار کی، حیدربابانین خالقیمیزین طرفیندن بو قدر سئویلدیگینین رمزی ده، محض اونلارین و عموم ملتین دیلینده یازیلماسیدیر. بو دا اوستده قئید ائتدیگیم کیمی آشیقلیق صنعتی ایله اوست اوسته دوشور.

آشیق یارادیجیلیغینین ان ائتگیلی بؤلوملریندن بیری، آشیق داستانلاریدیر. شهریار منظومه­ سینده بو داستانلاردان فایدالانیب و گؤسترمیشدی کی بو داستانلار ایله یاد دگیل و آشیقلارین سؤیله­ دیگی داستانلاری دا بیلیر. آشیق داستانلارینین دئمک اولار، ان اؤنملی داستانلاریندان بیری کوراوغلو داستانیدیر. بو ناغیل هم ده آذربایجان قهرمانلیق و حماسی داستانلارینین باشیندا گلیر.

حیـدربابا گئـجه دورنـا کئچنده

کوراوغلـونون گؤزو قارا سئچنده

قیرآتینی مینیب، کسیب بیچنده

             من ده بوردان تئز مطلبه چاتمارام

             ایواز گلیـب چاتمایینجان یاتمارام

شهریار بورادا ایوازین اسیر دوشمه­سی و کوراوغلونون اونون اولمادیغی واختلاردا نه حالدا اولدوغونو تصویر ائده­رک، اونون گئدیب ایوازی اسیرلیکدن قورتادیغی و آزاد ائتدیگینی خاطرلادیر و بو قهرمانلیق داستانیمیزی دا اؤز ابدی اثرینده گتیریر. بونونلا دا آشیق یارادیجیلیغندان چوخ  اوستالیقجا ، گؤزل و قایدالی شکیلده فایدالانیر.

بوتون بونلاردان علاوه، شهریار اوخشاتمالاریندا دا آشیقلیقدان فایدالانیر و ساز کلمه­سینی ایشله­ درک حسرتلی گونلری خاطرلادیر:

حیدربابا،  قوری گؤلـون قازلاری

گدیکلرین سازاخ چالان سازلاری

کت کؤیشنین پاییزلاری، یازلاری

                        بیر سینما پرده­سیدیر گؤزومده

                       تک اوتوروب سئیر ائدرم اؤزومده

یوردوموزدا آشیق یارادیجیلیغی دوغما بیر صنعت اولوبدور. شهریار دا بونو بیلرک، یئترینجه اؤز اثرینین قالارگی و ابدی اولماسینا گؤره بو عاملدن استفاده ائدیب. او هم ده، آتالار سؤزو، روایتلر، مثللر، کنایه­لر و ائل ناغیللاریندان دا بوللو فایدالانمیشدیر. بو جهتدن حیدربابانی آذربایجان فولکلورو و فولکلور توپلوسو آدلاندیرساق، هئچ ده یانیلمامیشیق.

"کور توتدوغون بوراخماز"، "قورد گئچینین شنگیلیسین یئیه­نده"، "آداخلی قیز بگ جورابین توخوردی"، "هرکس شالین بیر باجادان سوخوردی"، "بایرام اولوب قیزیل پالچیق ازللر"، "ناققیش ووروب اوتاقلاری بزللر"، "قیزلار دئیه­ر: آتیل باتیل چرشنبه، آینا کیمی بختیم آچیل چرشنبه"." ایینه بزر خلقی اؤزو لوت گزر" دگرلی ائل میراثیمیز و فولکلوروموزون تایی تاپیلمایان نمونه ­لریدیر کی نئچه یوز ایللر قالسین، نئچه مین ایللر بویوجا یوردوموزدا رایجدی و آذربایجانلیلارین اعتقادلاری و عادت عنعنعه لری ساییلیر و حیدربابادا اؤزونو گؤستریر.

سوندا ایکینجی حیدربابا منظومه­سینین بیر بندی ایله یازیما سون قویورام. شهریار بو بندده، اؤزوندن سونراکی آشیقلاری تصور ائدیر کی اونو گلن عصرلر ده خاطرلاییرلار و مقدسی اولان حیدربابا داغیندان سونرا ایکینجی دفعه آشیغین دیلی ایله اؤز آدینی گتیریر و آدینین یاییلماسی و قالارگی قالماسینین ندنین آشیقلاردان گؤرور. اوستاد شهریار شعرین ایچینده ده  حتی اؤزونو آشیق فرض ائدیب و  سازلی اولدوغونو دئییر. آللاهدان  بؤیوک اوستادا رحمت دیله­ییریک.

آشیق دئیه ­ر: بیر  نازلی یار وار ایمیش

عشقینــدن اودلانیب یانار وار ایمیش

بیر سازلی-سؤزلو شهریـار وار ایمیش

                    اودلارسؤنوب، اونون اودی سؤنمه ­ییب

                    فلک چؤنوب اونون چرخی چؤنمه ­ییب.

93.6.27 تاریخینده کئچیریلن بین الخالق شهریار کنگره سی اوچون یازیلمیشدی.


برچسب‌ها: شهریار, آشیق, احمد اسدی, حیدربابا, فولکلور
نوشته شده توسط احمد اسدی---Əhməd Əsədi  | لینک ثابت |

 آشیق سرایشگر حماسه ها و سرگذشت ملت خویش و یار و یاور شادیها و غمهای سرزمین خود است. هر چند دلایل قانع کننده ای برای شروع مکتب آشیقی از یک تاریخ معین موجود نیست، ولی بنابر شواهد موجود می توان سابقه ای چند هزار ساله برای آن متصور شد. چنانچه از دوران قبل از اسلام نیز شواهدی دال بر وجود آشیق در ایران موجود است. اولین آشیقی که امروزه می توانیم از او نام برده و اطلاعاتی راجع به آن بدهیم،پیر و راهنمای ایل اوغوز، دده قورقوت می باشد.

بنابر روایاتی دده قورقود، اولین ترک مسلمان شده و اولین مبلغ اسلام در میان ترکان نیز می باشد که بعد از ملاقات با پیامبر گرامی اسلام و تقبل اسلام، به میان ایل خویش آمده و اوغوزان را دعوت به اسلام  کرده است. بعد از دده قورقود راجع به آشیقهای بعد اطلاعات موثقی در دست نیست. با اطمینان می توان گفت در طول دوره های تاریخی، آشیق در این سرزمین موجود بوده، گرچه با نامهای مختلفی از قبیل؛ وارساق، اوزان و ... .

 آشیقها روایتگر شفاهی حماسه ها و داستانهای سرزمین خویش بوده است و تا چند دهه اخیر، ادبیات آنان به ندرت به صورت مکتوب نگاشته شده بود.

 با ظهور سلسله  ی صفویه، نامی از آشیق نیز به میان آمده و بنابر یافته های موجود اولین آشیق(با نام آشیق؛ قبل از آن اوزان نامیده شده اند)، در این دوره ظهور می کند. آشیق قربانی، آشیق و شاعر هم عصر شاه اسماعیل صفوی است که بنا به دعوت شاه اسماعیل به دربار وی راه می¬یابد و مورد احترام قرار می گیرد و قربانی اولین شخصی است که بنابر اطلاعات موجود از او با عنوان آشیق یاد می کنند و آثارش كمابیش در دست است.

مکتب آشیقها به سبک و سیاق امروزی، از دوره صفویه شکل گرفته و تا به امروز تکامل یافته است.

 بنابراین می توان گفت، مکتب آشیقهای آذربایجان به سبک و سیاق امروزی، از دوره صفویه شکل گرفته و تا به امروز تکامل یافته است. بعد از قربانی ما به آشیقهای بعد از آن می رسیم که هرکدام تأثیراتی بر مکتب آشیقی گذاشته و در پیشبرد این مکتب کوشش کرده اند. مانند آشیق عباس توفارقانلی، آشیق مسکین ابدال، خسته قاسم، آشیق آلی، آشیق علعسگر، آشیق دوللو مصطفی و . .. .

در بحث مکاتب آشیقی نیز می توان گفت ما امروزه یک مکتب واحد آشیقی داریم که خود این مکتب به زیرمکتبهای مختلفی تقسیم می شود که هرکدام نقشی را بر عهده گرفته و بنا بر اقتضای محیط خود، گوشه ای از ادبیات شفاهی را حفظ کرده اند. از بین مکاتب موجود در ایران که نوازندگان آن از ساز قوپوز استفاده می کنند،  می توان به مکتب آشیقی تبریز-قره داغ، اورمیه، هشتری، سولدوز، قم-ساوه، زنجان، شاهسون، تکاب و همدان اشاره کرد. که مکتب آشیقی اورمیه و تبریز-قره داغ را می توان دو مکتب مهم و پویا در بین مکاتب فوق نام برد. در این بین مکتب آشیقی اورمیه را مورد بحث و بررسی مختصر قرار خواهیم داد تا شناختی بهتر راجع به آن داشته  و بتوانیم تفاوتهای آن با دیگر مکاتب را درک کنیم. 

آشیقها در مکتب ارومیه برخلاف دیگر مکاتب، به صورت تکنواز و انفرادی در مجالس ظاهر شده و به اجرای هاواهای خود می پردازند، همچنین در هاواها نیز با دیگر مکاتب مانند تبریز-قره داغ ، هشتری و... تفاوتهایی دارند که این خصوصیت، مکتب اورمیه را از مکاتب دیگر متمایز می کند. هاواهای موجود در مکتب اورمیه، برخلاف مکاتب دیگر، اکثراً ریتمیک نبوده و به نوعی سکون و اندیشه در بیشتر آنها دیده می شود. از دلایل ریتمیک نبودن اکثر هاواهای مکتب اورمیه می توان به همراهی نکردن بالابان و دایره در این سبک اشاره کرد.

در طول سالیان دراز در مکتب آشیقی تبریز، آشیق هم نصیحتگر و اندرزگوی مجلس بوده و هم نوازنده رقص و شادی آن دیار. اما در آذربایجان غربی و سبک اورمیه، این دو وظیفه از هم متمایز شده و توسط اشخاص جداگانه ای اجرا شده اند.

در محیط آشیقی اورمیه، آشیق به عنوان نصیحتگر و داستانگو ظاهر شده و در مجالس عروسی و شادی در داخل منزل ،مجلس و یا درقهوه خانه ها به ایراد نصیحت و پند و اندرز مشغول شده است و وظیفه ی موسیقی شاد و ریتمیک را به دهل و سرنا داده است که آن هم در بیرون از مجلس آهنگهای شاد و ریتمیک را اجرا کرده است.  با این وصف در مکتب تبریز-قره داغ این دو با هم ادغام شده و به خاطر اینکه قوپوز با دهل و سرنا نمی توانسته هماهنگی کند، به صورت گروه سه نفره قوپوز-بالابان- دایره درآمده است که آن هم به نوبه خود باعث ایجاد هاواهای شاد و ریتمیک بسیاری در آن مکتب شده است و از طرفی اصالت موسیقی آشیقی را زیر سوال برده است .

امروزه همین امر یعنی ادغام سه ساز فوق، از لحاظ علمی باعث پیشرفت و گسترش آن مکتب در میان خوانندگان و هنرمندان غیر آشیق نیز شده است. 

تعداد هاواهای مخصوص مکتب اورمیه در حدود 60 می باشد که در برخی از آنها با مکتب تبریز-قره داغ و همچنین هشتری اشتراک دارند.

مکتب آشیقی اورمیه، قدیمی ترین موسیقی موجود در خاورمیانه

با توجه به گفته اساتید موسیقی دانشگاه دولتی باکو سبک اورمیه را می توان به عنوان قدیمی ترین موسیقی موجود در خاورمیانه معرفی کرد، چرا که با بررسی و تحقیق بر روی این موسیقی  و نتها و پرده های اجرایی آن می توان قدمت آن را تا دوران سومر پیش برد. پروفسور محرم قاسملی، عضو آکادمی علوم جمهوری آذربایجان و فولکلورشناس برجسته و محقق موسیقی آشیقی نیز مکتب آشیقی اورمیه را قدیمی ترین مکتب در بین مکاتب آشیقی دانسته و حتی  قدمت بعضی از آهنگهای آن را به قبل از پیدایش آشیق و در دوره ای که آشیق و بخشی  و آکین از هم جدا و منفک نشده بودند، می برد.

به عقیده پروفسور قاسملی، در آهنگهای اجرا شده در مکتب اورمیه، می توان روح مشترک، بخشی های خراسان، ترکمن و ازبک و آکینهای قزاق و همچنین دیگر مکاتب آشیقی را حس کرد که این هم به نوبه خود این فکر را در ذهنها تداعی می کند که این مکتب قبل از انشقاق مکاتب و موسیقیهای فوق وجود داشته و به نوعی پدر آنها محسوب می شود  و این مسئله ارزش و قدمت این مکتب را دوچندان می کند.

اما صرف نظر از نظریه های فوق و با توجه به آثار رسیده به دست ما می توان قدمت مکتب اورمیه با سبک وسیاق امروزی را حداقل 250-300 سال تخمین زده و تاریخ نگاره ای به قدمت 200-250 سال نیز می توان برای آن نوشت که دربردارنده رویدادها و ابداع هاواها و اشعار شاعران و آشیقهای آن و به طورکلی  ادبیات آشیقی مخصوص مکتب اورمیه باشد.

در مکتب آشیقی اورمیه، آشیقهایی مثل دوللو مصطفی، بگمز قولو، همت، ایشو و دوللو اباذر، و ...    را می توان نام برد که هر کدام در عصر خویش یلی برای خود بوده اند و نقش هر کدام در پیشرفت محیط آشیقی اورمیه بی بدیل بوده است. 

از آشیقهای 100 سال اخیر این مکتب نیز می توان به آشیق جواد، آشیق یعقوب، آشیق اسد خویلو، آشیق حسن قاشیقچی، آشیق فرهاد، آشیق علی قیزیلباش و از آشیقهای معاصر می توان آشیق عزیز، آشیق درویش، آشیق دهقان، آشیق اسمعلی و ... را نام برد.

آشیق مجلس خود را با نام خدا و با مدح پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) آغاز می کند

هاواهای آشیقی موجود در مکتب اورمیه تا به امروز، به نت کشیده نشده و همچنان از سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. این هاواها خود از لحاظ مضمون به چند قسمت تقسیم می شوند:

1-         هاواهای حماسی؛ مانند: مصری، دوراخانی، محترمی، حربی و  ...
2-         هاواهای عرفانی مانند:  دیوان ، تجنیس ،صوراسرافیل، قارص، تاجری و ...
3-         هاواهای شاد مانند؛ گؤزللـه مه، دستان، سولدوزو، دیک داباتی و ... 
4-         هاواهای غمناک و هجران مانند؛ غربتی، قره باغی، دول هجرانی و ...
5-         هاواهای وارد شده از مکتب آشیقی ترکیه مانند؛ عثمانلی شرقیسی، اورمیه شرقیسی.
در بحث چگونگی نامگذاری هاواها هم می توان ذکر کرد که برخی از هاواها از نام اشخاص ایجاد کننده آن هاوا و یا کسانی که آن هاوا را به افتخار او ساخته و تقدیم او کرده اند آمده است. مانند؛ آغاخانی، دوراخانی، جمشیدی و .... . برخی دیگر از اسم روستا و یا شهر و یا مکان مبدأ آن آهنگ گرفته شدهاند، مانند روضه گرایلیسی(روضه؛ اسم رودخانه ای در شمال شرق اورمیه)، شکریازی( اسم روستایی در سلماس)، همدان گرایلیسی, خوی امراهیسی.  

آهنگهایی که به اسم طایفه ای و یا قومی نامگذاری شده اند؛ مانند: شاغی و ترکه مه، .برخی از آهنگها هم بنا بر اقتضای شعری که با آن خوانده می شود و یا بر طبق خواسته ایجاد کننده آن بدون دلیل خاصی نامگذاری شده است؛ هاواهایی از قبیل دیوان، گرایلی، تجنیس، دستان و ... .

این هاواها هم به نوبه خود ، در زمان ایفا و تقدم و تأخر در اجرای مجالس آشیقی با هم فرق دارند. مثلاً آشیق در شروع مجلس باید دیوانی بنوازد. به طوری که بدون دیوانی مجلس را شروع نمیکنند. آن هم دلیل خاص خود را دارد.

  • 1- مضمون اشعار دیوانی بیشتر، حقیقت و شریعت بوده و مضامینی مانند مدح خدا، پیامبر و ائمه و همچنین پند و نصیحت و اندرز است. آشیق هم مجلس خود را با این مفاهیم شروع می کند. دیوانی در مکتب اورمیه سه نوع است؛ کسمه دیوان، شاه ختایی دیوانی و عثمانلی بحریسی یا بحری دیوان.
  • 2- صدای آشیق در شروع اجرا و خواندن هاواها این اجازه را نمی دهد تا هاواهایی که در اوج و زیر اجرا می شود را بخواند. در غیر این صورت ممکن است صدای آشیق گرفته شده و از ادامه اداره مجلس برنیاید. از همین روی، هاواهای دیوانی به خاطر اینکه در قسمت بالایی دسته قوپوز نواخته شده و به خاطر بم بودن پرده های بالایی قوپوز نیاز به بالا بردن صدا و به اوج رساندن صدای آشیق نیست، توسط آنها برای تنظیم صدای خود استفاده می شود.

اما گروه دوم آهنگهایی هستند که بعد از دیوانی خوانده می شوند، آنها هم هاواهایی مثل تجنیس و ترکه مه و تاجری است که این هاواها نیز نیاز زیاد ی به اوج رساندن صدا نمی باشد و در حد متوسط و بینابین هستند.

گروه سوم نیز به نام هاواهای خدنگی معروفند، که بیشتر مواقع در پایان مجلس و اجرای آشیق ایفا می گردد.

زیراکه صدای آشیق بعد از خواندن چندین هاوای به اصطلاح نرم و متوسط آماده اجرای هاواهایی است که نیاز به بالا بردن صدا و به اوج رساندن و یا در زیرخواندن آن می باشد. هاواهایی مثل قره باغی، شکریازی و .... از آن نوعند.

حقیقت، شریعت، یاد خدا ، توسل به خدا و ائمه اطهار محوری ترین پیامهای داستانهای آشیقی

در بحث ادبیات آشیقی، محیط آشیقی اورمیه مشابه دیگر مکاتب است که اشعار به کار برده شده توسط آشیقهای آن اشعار هجایی است که در قالبهای بایاتی، گرایلی، قوشما، دیوانی، تجنیس و جیغالی تجنیس می باشند.

از شاعران مشهوری که از 200 سال پیش تاکنون در این محیط فعالیت داشته اند، می توان دوللومصطفی، بالوولو مسکین، قول هارطون، عندلیب، پورآذر، دده کاتب، یداله پاشایی و صدها شاعر دیگر را نام برد که هر کدام در هر یک از قالبهای فوق شعرهایی داشته اند.

داستانهای آشیقی این محیط نیز غنی هستند. بنا به گفته ی آشیقهای پیش کسوت و استاد تعداد داستانها تا 50 سال پیش از عدد 70 تجاوز می کرد اما به علت عدم کتابت آنها تعداد آنها امروزه به 40-45 داستان رسیده است. داستانهای محیط آشیقی اورمیه همانند سایر مکاتب است و فقط بعضی از آنها مخصوص این مکتب و بعضی نیز روایاتشان متفاوت است.

در بحث مضمون نیز داستانهای آشیقی مضامینی مانند حقیقت، شریعت، یاد خدا ، توسل به خدا و ائمه اطهار بخصوص علی(ع) ، عاقبت نیکی و بدی و مردی و ناجوانمردی، عاقبت خیانت و دروغگویی، دعوت به راه راست  دارند که هر کدام از آنها راهگشای زندگی دنیوی و  زمینه ساز رستگاری زندگی اخروی است.

احمد اسدی-پژوهشگر فرهنگی


برچسب‌ها: آشیق, اورمیه, احمد اسدی, پژوهشگر فرهنگی, آذربایجان
نوشته شده توسط احمد اسدی---Əhməd Əsədi  | لینک ثابت |